دسته بندی : <-ArchiveEntryCategory->,
عبارت «بدبیاری یکی دو تا نیست» واقعا درباره وضعیت رژیم کنونی ایران صدق میکند. نخست یک زلزلهی شدید کشور را لرزاند؛ بعد تظاهرات سراسری در بسیاری شهرها به راه افتاد؛ سپس بزرگترین نفتکش کشور پس از برخورد با کشتی دیگری در دریا دچار آتشسوزی شد وآنگاه اکثریت اعضای کنگره آمریکا به تصویب قانون تحریمهای جدید علیه تهران رای دادند.
اگر چه در ایران تظاهرات خیابانی فعلا فرو نشسته، اما اعتراضات به روشهای مختلف و ابزارهای دیگری دوباره از سر گرفته میشود.
البته تظاهرات به تنهایی برای سرنگونی رژیمی که موجودیتاش را بر اساس نظمی «شیطانی» متشکل از نیروهای تندرو دینی، امنیتی، بسیج، سپاه پاسداران و سرویسهای اطلاعاتی و سرکوبگر دیگر تأسیس شده و اغلب خدمات اینترنتی را تحت کنترل خود گرفته یا آنها را مسدود کرده و بدون توجه به افکار عمومی جامعه بینالمللی هزاران ایرانی را در سیاهچالهایش زندانی یا اعدام کرده، نمیتواند کافی باشد.
بیش از یک سوم جمعیت کشور زیر خط فقر مطلق،یک چهارم در “بدمسکنی”یا”حاشیه نشینی”،چهل میلیون نفر نان خور(بخور و نمیر)دولت،نیمی از جمعیت بدون مشارکت اقتصادی،و شمار زیادی کودک و نوجوان بازمانده از تحصیل در خیابانها رها هستند.هزاران کودک روزانه به زباله گردی مشغولند و ۱۵۰هزار معتاد در کوچه و خیابانها می خوابند،برنامه هسته ای جمهوری اسلامی صدها میلیارد دلار خسارت مستقیم و غیر مستقیم (فرصت های از دست رفته)برای کشور به بار اورد.برنامه موشکی نیز برنامه ای پر هزینه بوده و خواهد بود.تحریم های هسته ای و موشکی هزینه کسب دانش و تجهیزات این برنامه ها را چند برابر،و کشور را از درامد و سرمایه گذاری محروم کرده است.در حوزه سلاح های متعارف نیز سیل سلاح های چینی و روسی و کره ای (شمالی)به کشور سرازیر شده است.
اما زمانی که واکنش مردم نسبت به این فجایع با فشارهای عمومی داخلی، بینالمللی و اقتصادی همراه شود بیشک رژیمهایی مانند جمهوری اسلامی ایران را تضعیف خواهد کرد به طوری که در نهایت مجبور به تغییرات جزیی مانند چین، یا تغییرات کلی مانند روسیه یا همچون دولتهای اروپای شرقی به صورت مسالمتآمیز سقوط کرده و یا مانند نظام لیبی سرنگون خواهد شد.
برای رژیمهایی چون حکومت ایران سرکوب تظاهرات و سایر نافرمانیهای مدنی کار سختی نیست همانطور که در قیامهای اخیر و همچنین در سال ۲۰۰۹ و پیش از آن مردم را سرکوب کرد. اما سرکوب تظاهرات پایان مشکل رژیم اسلامی نخواهد بود؛ نظام ولایت فقیه از چندین بیماری جدی و خطرناک رنج میبرد. نخست اینکه این رژیم پیر و فرسوده شده و پس از چهل سال در دست گرفتن قدرت مطلق نه تنها هیچ توسعهای نیافته بلکه نتوانسته به نیازهای مردم و نسلهای جدید ایرانی پاسخ دهد. رژیم ایران همچنین از اختلافات و دستهبندیهای درونی رنج میبرد، از جمله درگیریهای میان خود روحانیت که انسجام داخلی رژیم را تهدید میکند. علاوه بر این، نظام جمهوری اسلامی اکنون در حال پرداخت بهای جاهطلبیهای رهبران مذهبی و نظامیاش نیز هست که جنگهای پر هزینه منطقهای را بر ملت ایران تحمل کردهاند. توسعهطلبیهای تهران در منطقه به دلیل عدم پذیرش از سوی کشورهای منطقه نمیتواند دوام بیشتری بیاورد.این عدم پذیرش و انزوای منطقهای و دشمنی قدرتهای بزرگ بخصوص ایالات متحده آمریکا در سایه ریاست جمهوری ترامپ که تصمیم گرفته عملکرد موسسات اقتصادی و نظامی ایران را از لحاظ فنی، تجاری و سیاسی زیر ذرهبین قرار دهد، شرایط را بر رژیم ایران سختتر خواهد کرد.
این عوامل در کنار هم قادرند رژیم تندرو مذهبی ایران را که ماهیتی مخالف پیشرفت و همزیستی مسالمتآمیز دارد و بر ادامه جنگ و گسترش تروریسم اصرار میورزد، سرنگون کند.
تظاهرات اخیر شاخص بسیار مهمی بود؛ این تظاهرات نشان داد که رژیم محبوبیت خود را حتی در حومه شهرها از دست داده است. پیشتر گفته می شد که مردم تهران و طبقه متوسط که در سال ۲۰۰۹ قیام کردند، نمیتوانند سرنوشت ایران را تعیین کنند، چون قدرت رژیم در در مناطق خارج از پایتخت است؛ امروز اما همان مناطق علیه رژیم قیام کردهاند.
نظامی که خمینی تاسیس کرد فرسوده شده و در حال فرو ریختن است، سرنگونی این رژیم در آیندهای نه چندان دور به تدریج یا به سرعت صورت خواهد گرفت. سرنگونی حکومت ایران نه به دلیل اینکه قدرتهای بزرگ یا دولتهای منطقه آن را میخواهند، بلکه به این دلیل است که ملت ایران مدتهاست آن را نمیخواهد. ملتی که نشان داد اکثریت نیروهای مترقی آن چه در داخل و چه در خارج با جمهوری اسلامی مخالفاند.
در حال حاضر حفظ حیثیت رژیم ولایت فقیه در داخل و خارج برای مسئولان نظام مسئله بسیار مهمی است پس نباید تعجب کنیم اگر این رژیم برای بهبود زخمهای داخلیاش و بهبود چهرهاش که بر اثر این اعتراضات سراسری به شدت بر آن خدشه وارد شده، به جنگافروزی بیشتری در خارج از مرزهای خود روی بیاورد تا با کسب پیروزیهای کاذب و موقت در آن سوی مرزهای خود، زیانهای ناشی از فقدان مشروعیت داخلی را جبران کند.
این همه اما در حالیست که جمهوری اسلامی ایران منابع مالی کافی برای اصلاح وضعیت اقتصادی ندارد، این اوضاع با تظاهرات گسترده در این کشور بدتر شده و اگر فعالیت نظامی خود در خارج از مرزها را گسترش و یا ادامه دهد، اوضاع حکومت وخیمتر خواهد شد.
فرهاد مهرابی عضو سازمان دموکراتیک یارسان
24/5/2018
برچسبها :
دسته بندی : <-ArchiveEntryCategory->,
گوشهایم را میگیرم! چشهایم را میبندم! زبانم را گاز میگیرم! ولی حریف افکارم نمیشوم! چقدر دردناک است فهمیدن! انقلاب نتيجه ناآگاهى بود اما جنگ نتيجه انقلاب بود، عقب ماندگي نتيجه جنگ بود اما تحريم نتيجه عقب ماندگى شد و اختلاس و دزدى نتيجه تحريم! فقر و فلاكت اقتصادى -فرهنگى نتيجه اختلاسها ايمان و خرافات نتيجه فقر و ناآگاهى نتيجه خرافات و اين چرخه ٤٠ سال كابوسي است كه با ناآگاهى شكل گرفت و هنوز هم با ناآگاهى ادامه دارد…
ايران کشوريست که توسط مردمش چهار ميخ شده..
ميخ اول : جهل
ميخ دوم : خرافات
ميخ سوم : تعصب کور
ميخ چهارم :امامزاده پرستی
ما جماعتی هستيم که ميخ بر دامان خود و کشورمان گذاشته و بر تخته چهارميخ کرديم که نه خود و نه کشور قادر به حرکت رو به جلو نيستيم…گسستن از اين ميخ کوبها فقط با انديشيدن ممکن است، پس بايد احساس را کنار گذاشت و لحظه ای در تفکر عميق فرو رفت.
وقتی که پوشاندن چند تار مو در محیط اجتماع مهمتر از مقابله با فسادهای درون جامعه بشود،نجابت از بین میرود! وقتی که کنترل ظاهر و صحبتهای مهماندار هواپیما مهمتر از نظارت فنی پیش از پرواز بشود،امنیت از بین میرود! وقتی که دلسوزی مسئولین برای کشورهای عربی مهمتر از داخل باشد ، بودجه مملکت از بین میرود! وقتی که زیارت سرزمین های عربی مقدس تر از خاک پاک وطنم باشد، ارزشها از بين میرود! وقتی که جرم اختلاس و رانت خواری نادیده گرفته ميشود و اقساط عقب افتاده یک کارگر ساده توهین آمیز قلمداد میشود، عدالت از بين میرود! وقتی که هزینه ساخت مسجد و ضریح طلا در کشورهای عربی واجب تر از ساخت بیمارستان و مدرسه در مناطق محروم و جنگ زده وطنم میشه، ارزش پول از بين میرود! وقتی که پول بادآورده و اضافه حاجی خرج مکه و کربلا رفتن بشه و روز به روز بر شمار گرسنگان و مستضعفان اضافه بشه،وجدان بیدار از بين میرود! وقتی که ختم قرآن، نماز، عبادت و دعای کمیل و…. به زبان عربی خونده بشه و معنی یک کلمه رو هم متوجه نشی،اخلاق اجتماعی از بین میره! وقتی که خرافات و جهالت در جامعه جزو دستور کار باشه و ملت رو بلانسبت خر حساب کنن ،اعتماد در بين مردم از بین میرود! وقتی که متن پرچم کشورم عربی ،نوشته های دیوارهای شهرم عربی، اذان و نیایش خداوند به زبان عربی، زبان بهشتيان به عربی عنوان شود،زبان از بين میرود! وقتی که بی کفایتی مسئولین باعث گرانی و قحطی و تحریم و نابودی ایران باشد، درآمد و پس انداز و آرامش و تحکیم خانواده از بين میرود! وقتی مسئولین بزرگترین دزدان سرگردنه هستند و بیانش تخلف باشد، ایمان در بين مردم از بین میرود! وقتی که آدرس بهشت را به من و تو آموزش میدهند و خودشان خطاکارترین و دروغگو ترين باشند، مذهب و اعتقاد ازبين میرود! وقتی که رشادت و پهلوانی اسطوره های وطنم در طول تاریخ نادیده گرفته شود و به جای آن روضه خوانی برای نیاکان اعراب مطرح شود،ارزش ها ازبين میرود…
وقتی که تفکیک جنسیتی مهمتر از احترام به حقوق انسان ها و ایجاد فرصت های برابر بشود.. آزادی از بین میرود!
وقتی که فیلتر کردن، سانسور و پارازیت انداختن مهمتر از حذف آسیب های اجتماعی بشود… شادابی از بین میرود!
وقتی که فروش و سود بیشتر مهمتر از هزارجور پالم و زهر مار تو مواد غذایی بشود…سلامت از بین میرود!
وقتی که تقلب و کپی کاری مهمتر از اندیشه و ایده پردازی برای پیشرفت بشود… خلاقیت از بین میرود!
وقتی که ساخت و ساز بیشتر، مهمتر از حفظ محیط زیست و درختکاری میشه… طبیعت از بین میرود!
وقتی که دلواپسی عقیدتی دانشجویان مهمتر از دلواپسی های علمی شان بشود… دانش از بین میرود!
وقتی که دروغ و ریاکاری در ارتباطات مهمتر از صداقت و راستی بشود… اخلاق از بین میرود!
وقتی که درآمد عسلویه به تنهایی درآمدی معادل هفت کشور معادل ایران باشد که لارژ زندگی کنن، سایر منابع نفتی و طلا و مس و فولاد و پسته و زعفران و …
به کجا میروند! وقتی که صدای بوق ماشینهای مدل بالا مهمتر از صدای تیشه فرهاد بشود…عشق از بین میرود …
فرهاد مهرابی
27/4/2018
برچسبها :
دسته بندی : <-ArchiveEntryCategory->,
من فرهاد مهرابی یک جوان یارسانی هستم و در خانواده معتقد به ائین یارسان متولد شده ام و به صورت آزاد و بدور از اجبار دین یارسان را انتخاب کرده ام و هم اکنون قصد دارم که تا در چند خط ذرهای از مشکلات جامعه یارسان در ایران را بیان کنم.
ما از هر سو در ایران تحت ظلم و نا برابری تبعیض نژادی و محاصره اقتصادی قرار داریم که اگر انصاف را روا داریم بیگانه و اشنا دلش برای انچه که بر ما پیروان آیین یارسان گذشته خواهد سوخت .از دیدگاه جمهوری اسلامی ایران ما کافریم ولی چنین چیزی حقیقت ندارد.و دین یارسان بر اساس صلح و دوستی است که از اسمش هم معلومه یار به معنایی دوست وسان به معنای سلطان است و به این خاطر به ما یارسانی میگویند .
( اصول دین یارسان راستی، پاکی، نیستی و ردا میباشد.)
اما بهتر است که از مباحث الهیاتی گذر کنیم، با در نظر گرفتن این فرضیه ایا ابتدایی ترین حقوق انسانی ما در ایران زیر سلطله جمهوری سرکوبگر اسلامی ایران رعایت میشود؟
یارسانی ها از بسیاری از حقوقشان مثل حق تحصیل ، حق شهروندی ،و تشکیل محافل رسمی یارسانی ،حق به زبان اوردن اعتقاد و ابراز نظرشان ،و حق کار حتی در پایین ترین سطوح دولتی نیز محرومند .از ان گذشته نگاهی که بر انها می شود نگاهی مملو از تبعیض و تعصب است.
من تصمیم به نگارش این مطلب گرفتم چون صدای من صدای حق طلبی و انسان دوستی است و چه بسا که حداقل دیگر شاهد این نباشیم که به مردم یارسان بی حرمتی شود ،تمام حرف من این است که چرا جمهوری اسلامی ایران وجود ما را در ایران خطرناک میداند و با ما دشمنی میکند؟به چه دلیلی به ما احانت و بی احترامی میکند؟چرا ما باید به خاطر عقیده و باورمان تحت تعقیب و سخت ترین شکنجه ها قرار بگیرم؟
سه تن از جوانان یارسانی به اسامی نيكمرد طاهري، حسن رضوي، محمد قنبري به خاطر رعایت نشدن حقوق شهروندیشان خود را به اتش کشیدند و این به خاطر هتک حرمت و فشارهای روانی بود که از سوی جمهوری اسلامی ایران به انها تحمیل شد،جوانان یارسانی دچار افسردگی شده اند امید برای ادامه زندگی در مناطق یارسان نشین کم رنگ شده است فقر و بیکاری و معضلات اجتماعی فراوانی در مناطقی که پیروان ایین یارسان در ان سکنی کرده اند بیداد میکند و اینها همه بخاطر وجود حکومت جمهوری اسلامی ایران میباشد نزدیک به چهار دهه از عمر ننگین رژیم اسلامی ایران میگذرد، در این مدت مردم فقیرتر شده اند سفره مردم کوچکتر شده،دزدی و اختلاس در کشور روز به روز زیادتر میشود، اینها تقریبا دردهای مشترک تمام ایرانیان است اما متاسفانه برای یارسانیها اوضاع وخیم تر شده و جدیدا در صدا و سیما و رادیو به صورت علنی به انها توهین میشود و انها را کافر و نجس میخوانند. در مدت هشت سال جنگ ایران با عراق یارسانیها همواره دوشادوش دوش دیگر مردم ایران جنگیدند و حاضر نشدند که یک وجب از خاک خود را به دشمنان بدهند، بله همین یارسانیها هزاران شهید و جانباز برای ایران دادند و امروز در ایران از طرف جامعه روحانیت غریبه قلم داد میشوند و از ابتدایی ترین حقوق شهروندی محروم هستند.
طبق اصل 13 قانون اساسی در ایران که به دست خود حاکمان ناقض حقوق بشر در ایران نوشته شده است باید تمام اقلیتهای دینی در ایران به رسمیت شناخته شوند، ولی جمهوری اسلامی ایران این اصل را زیر پا گذاشته و این در حالی است پیروان ایین یارسان که بزرگترین اقلیت دینی بعد از مسلمان در ایران هستند و در مدت ۳۸ سال عمر ننگین جمهوری اسلامی ایران حتی یک نماینده در مجلس شورای اسلامی هم نداشته اند. جوانان یارسانی که برای انجام خدمت سربازی و دفاع از مرز و بوم خود داوطلبانه به خدمت سربازی میروند مورد توهین قرارمیگیرن و بار ها مشاهده شده سبیل سربازهای یارستانی که نشانه شرف و غیرت برای پیروان ایین یارسان محسوب میشود را تراشیده اند، و آنان را مورد ظلم و ستم قرار داده اند. من در این چند خط که نوشته ام قصد داشتم تا نشان دهم که چگونه جامعه یارسان در ایران از طرف دولت و جامعه روحانیت مورد ظلم و ستم و نابرابری قرار میگیرد.
امید من این است که ما یارسانی ها در کنار مردم ایران بتوانیم یک زندگی خوب و انسانی داشته باشیم و تا محقق شدن خواسته های بحق خود از هیچ تلاشی کوتاه نخواهیم امد.به امید روزی که در هیچ جای دنیا شاهد این نباشیم که افراد بخاطر اعتقاد و باورهایشان مورد ظلم و ستم و نابرابری اجتماعی قرار بگیرند.
فرهاد مهرابی عضو سازمان دموکراتیک یارسان
28/03/2018
برچسبها :
دسته بندی : <-ArchiveEntryCategory->,
نفرت و خشم مردم ایران از حکومت ولایت فقیه ، ابراز نفرت آنها نسبت به آن در جریان قیام ایران ، و اعتراظات اقشار مختلف کشور در ماههای اخیر، تقریبا تمام مهره ها و رسانه های هر دو باند را به این قاطعیت رسانده است که وضعیت کنونی نه برای مردم و نه برای حاکمیت قابل ادامه دادن نیست. دراین زمینه است که برای بسیاری از آنها این امر یقینی شده که طوفان سهمگین تری در راه است و ادامه این راه به فاجعه و نابودی همه کشتی نشین های نظام ولایت منجر خواهدشد.
اما به دلیل بن بست سرنگونی که مردم درجریان قیام ایران حکومت آخوندی را در آن گیر انداخته اند، و به دلیل این دیگر برای آن راهی برای خروج از بن بست سرنگونی باقی نمانده است، عناصری که هشدار می دهند هشدارها و اعلام خطرهایشان از حد حرف و تکرار فراتر نمی رود.
علت هم این است که آنها در درون این مرداب و این باتلاق که مطلقا هیچ راه برون رفتی ازآن ندارند دنبال راه نجات می گردند، هرقدر هم که دست و پا بزنند حاکمیت منحوس آخوندی و خودشان را بیشتر در باتلاق سرنگونی فرو می برد.
حسام الدین آشنا مشاور آخوند روحانی در رابطه با بن بست و شرایطی که رژیم در آن گیر افتاده می گوید: “درصورت ادامه وضع موجود احتمالا همه بازنده خواهند بود”.
برچسبها :
دسته بندی : <-ArchiveEntryCategory->,
آدم کشی در رژیم اسلامی عیب نیست، بلکه هنر است. هنری که یک برنامه طرح ریزی شده روزانه و همیشگی و راز بقای این رژیم است. به گفته دیگر پایه های استوار موجودیت این رژیم برروی پیکر بی جان جوانان برومند این کشور بنا شده است. این جنایت ها یا در گوشه زندان های بیشمار رژیم جهنمی ولایت فقیه، یا در خیابانها و معابر عمومی، و یا در مرزهای کشور با مرزبانان صورت می گیرد. در این رژیم ضد مردمی، چند گروه قاتل و جنایتکار به صورت مدام و همیشگی فرزندان میهن را به خاک و خون می کشند.
به راستی رژیم جهنمی اسلامی موجب شده که بیشتر مردم ایران زحمتکش و درمانده و کولبر باشند و مزدوران حکومتی ، آخوندهای بیشرف ، پاسداران، و مزدوران وابسته به علی خامنه ای ابر جنایتکار پولبر و غارتگر کشورند.
راههای گوناگون جنایت این رژیم :
روشهای بسیاری در آدم کشی و جنایت این رژیم وجود دارد:
۱-بازجویان حرفه ای که در زندانها با متهمین سیاسی در گیر می شوند و به نحوی و روشی آنان را به قتل می رسانند.
۲- جلادانی که در خیابانها و معابر عمومی جوانان برومند و روشنفکر میهنمان را وحشیانه به دار می کشند.
۳-آدم کشان حرفه ای که به دنبال طعمه خود در کشورهای دیگر زیر پوشش لانه های جاسوسی (سفارت خانه های رژیم) در جستجویند و گهگاهی فرهیختگان وطنمان را به خاک و خون می کشند.
۴-شمار بسیاری از کودکان و پیران کشورمان که به دلیل فقر و تهیدستی و یاتغذیه مواد غیر طبیعی و وارداتی کشور و استفاده داروهای تقلبی که عامل اصلی آنها همگی رژیم ضد بشر اسلامی به ویژه پاسداران جنایتکار است که واردات و صادرات کشور را در دست گرفته اند، در نتیجه روزانه در کشور جان می دهند. قتل و کشتار این گروه فراوان، عمدی و بر اثر بی تفاوتی و بی توجهی رژیم آدمخوار اسلامی است.
برچسبها :