**** یــــــــــــــــــــــاری چــوار چیون بــاوری و جا ////// راسـتــــــــــی و پاکـــــــی ، نیستـــــی و رداء **** ****راگـــــــــه حقیقت شیشه بنیین نه جـــــای گـــزافن نه جای منیین**** Freedom of speech - یونس سنجابی Freedom of speech - یونس سنجابی
RSS

درود بر آزادی


این گفتار درباره محمدرضا شاه فقید نیست. درباره آزاده نامداری هم نیست. این گفتار درباره جامعه ای مذهبی و خرافاتی است که اسلام را آنگونه که سلیقه اش هست می بیند. بقول سهراب سپهری : مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم بی آنکه خدایی داشته باشم.



در زمان پیامبری محمد همواره با شعار حمایت از زنان بیوه و بینوایان در میان مردم محبوبیتی به دست آورد اما واقعا محمد کی بود؟ آیا هرآنچه گفت بود؟ اگر در آن زمان تکلونوژی به قدرت امرزو بود مطمئنا چیزی به اسم اسلام ناب محمدی نبود ، اگرچه با وجود نبود این امکانات باز تاریخ نگارانی بودند که تنها ذره ای از شخصیت شهوت آمیز و وحشیانه ی محمد را به تصویر کشیدند که چیزی جز ریا و به عبارتی سیاست کثیفی برای چیره شدن بر مردم نبود حتی امام اول شیعیان نیز به قهرمانی برای کمک شبانه به بینوایان و فقرا قلمداد می شود اما او نبود که به طور وحشیانه ای خون هزاران بیگناه را گرفت ...


اگر به فیلم ، شعر ، موسیقی و داستانهای دهه های ۳۰ تا ۶۰ بنگریم بیشتر آنها بوی مذهب دارد. مذهبی بودن در خون و رگ نویسندگان و هنر مندان ایرانی است و ایرانیان مذهب شیعه را هویت و فرهنگ خود قلمداد نموده اند. اما با بررسی بیشتر متوجه می شویم که این مذهب با اسلام واقعی فاصله بسیار دارد.  ایرانیان تاب تحمل اسلام ناب محمدی و آیات تند و تیز قرآن را ندارند و ترجیح داده اند قسمتهایی از اسلام را با فرهنگ ایرانی در آمیزاند و ملغمه ای ساخته شد پر از تناقض!



برچسب ها :

Freedom of speech

درود بر آزادی

این روزها همه چیز از کنترل سردمدارن حکومت خارج شده و به جون هم افتادن، از خرد کردن احمدی نژاد و ترور هاشمی گرفته تا شاخ و شانه کشی روحانی در مقابل رهبر... گویی بوی از امید سرنگونی می آید که رهبر آخرین تیر خود را در کمان گذاشت و آنرا به سوی مردم نشانه گرفت، " آتش به اختیار " اگرچه این واژه خیلی غریب نیست و مصداق آنرا در سال 88 به وضوح دیدیم اما با این تفاوت که این آتش به اختیار علنی و به عنوان فتوا به همه بسیجیان و جیره خوران حکومت داد.

نفوذ برخی اصلاح طلبان در بدنه اپوزسیون بخصوص از سال ۸۸ باعث شد که اینگونه نمایش و تبلیغ شود که این نظام اصلاح پذیر است. اما خود اصلاح طلبان که از بدنه نظام بوده اند با سدی بنام قانون اساسی ولایت فقیه روبرو هستند.  دفاع متقابل رهبر و سپاه از یکدیگر نشان می دهد که خامنه ای بصورت یک دیکتاتور نظامی ، از ابزار تفنگ برای دیکته کردن خود به اصلاح طلبان بهره ای جانانه برده است. اما دیگر فیلم این کار سوخته است چرا که دیگر مردم هوشیار تر از آنند که بخواهد گول این دلقک بازی ها رو بخورند.

آقای زیبا کلام در یک سخنرانی بین دانشجویان با بیان آین جمله که "5 قرن به ما فرصت دهید نظام را اصلاح خواهیم کرد" یک واژه بی معنی دیگر از کیسه کشان نظام ولایت ، که به راستی حماقت افرادی چون صادق زیبا کلام رو باید ستود !!!!!!

حسن روحانی نیز در یکی از آخرین سخنرانیهای خود ، سپاه را عامل بسیاری از مشکلات دانست و در ادامه نقد را به شخص خامنه ای رسانید و از عدم نظارت قانون بر مقام رهبر انتقادی نرم انجام داد. پرسش ما از حسن روحانی ، محمد خاتمی و دکتر زیبا کلام بعنوان رهبران جنبش اصلاحات ساده و واضح است که کدام دیکتاتور بدون زور کنار رفت؟




برچسب ها :

Freedom of speech


درود بر آزادی

تاریخ، ملت ایران را مظلوم خطاب کرده است. مظلوم بودن، یک نوع تسلیم پذیری است. تسلیم هم نشانه شکست و از دست دادن حق و حقوق فردی و اجتماعی می باشد. ما ملت شکست خورده، و یا به گفته دیگر، مظلوم تاریخیم. هر قوم و فرقه ای بر ما تازید، خانه، زندگی، شهر و دیار ما تصاحب شد، و ما چندان ایستادگی نکردیم. به عبارت دیگر، کوتاه آمدیم، و همه چیز خود را به دشمن دادیم. این تاریخ ملت و جامعه ایرانی است که تاریخ آنرا بازگو می کند حال در خود این ملت هم چه تبعیض ها و ظلم هایی که بر اقلیت ها روا نمی دارند... آره اینگونه است که ما به عنوان اقلیت قومی و دینی از مظلومیتی که تاریخ از آن یاد میکند مظلوم تریم که بسی جای درد دارد که باید سکوت کرد و به امید روزی نشست که هرگز نخواهد رسید مگر آنکه آن روز را بسازیم...
تفاوت ما با بره ها، در حرف زدن ما است به هرحال، ما هم سزای چاقوی تیز چوپانیم که به زندگی بی خاصیت ما خاتمه دهد. فردا روزی که تاریخ از ما چگونه یاد خواهد کرد رو باید امروز برای خود رقم بزنیم...   

برچسب ها :

Freedom of speech

سکولاریسم چیست؟

سکولاریسم یک اصل است که دو خواسته و هدف پایه را در بَر می گیرد؛ نخستین برنامه جدایی روشنِ دین و نهاد هایِ مذهبی از حکومت است و دیگری برابری تمامی مردم با هر باورِ دینی، در پیشگاهِ قانون است؛ این بدان معناست که در یک جامعه سکولار، یک فردِ مسلمان با یک فردِ مسیحی، یهودی و یا خدا ناباور در نزدِ قانون برابر بوده و از حقوق یکسانی برخوردار است و هیچ فرقی میان ایشان نیست.

جدایی دین از دولت اساس و بنیانِ سکولاریسم است؛ این قانون تضمین می کند که گروه های مذهبی و نهاد های دینی در کارِ دولت کمترین دخالتی نمی کنند و همچنین اجازه فضولی حکومت در کارهای نهاد های مذهبی را نمی دهد؛ می توان گفت که سکولاریسم اصلی است که مرزهای مشخص و ملموسی را بین مذهب و حکومت کشیده و اجازه نمی دهد تا این دو نهاد، در امور یک دیگر سَرک کشیده و دست درازی کنند.

جدایی دین از دولت و کوتاه کردن دستِ نهاد های مذهبی از امورِ مملکت داری در حقیقت حافظِ حرمت و ارزش دین و باورهای قلبی مردمان است؛ چنانچه که به وضعیت ادیان و جایگاه شان در ایران زمین نگاهی بیاندازیم درخواهیم یافت که وجود یک حکومت مذهبی و توتالیتر موجب ایجاد موج عظیمی از نفرت و دشمنی از سویِ جوانانی که به وسیله احکام قرون وسطایی دینی آزار دیده اند، در برابر باورهای دینی مردمان گشته است.



برچسب ها :

Freedom of speech

درود بر آزادی 

این روزها در فضای مجازی اخباری از اختلاف بین روحانی و خامنه ای به گوش می رسد و با عناوینی همچون:

****/آینده سیاسی روحانی ، عزل از ریاست جمهوری یا کنترل توسط رهبری ؟
****/احتمال برکناری حسن روحانی: در گفتگوی رادیو فرانسه با بنی صدر
****/سیگنال امنیتی به روحانی/مستند عدم کفایت بنی صدر و برکناری از ریاست جمهوری!
****/هشدار خامنه‌ای به روحانی درباره پرهیز از راه بنی‌صدر
****/رهبر ایران: تجربه رئیس جمهور سال ۵۹ تکرار نشود
****/کشمکشها در پشت پرده بر سر جانشینی رهبر
****/...


آیت‌الله علی خامنه‌ای دوشنبه ۲۲ خرداد، در مهمانی افطار سالانه خود با حضور روسای قوای سه گانه و دیگر مقامات ارشد حکومت  از “برخی افراد که با تفسیرهای غلط به دنبال تقسیم کردن مردم هستند” انتقاد کرد و این اقدامات را به رفتار نخستین رئیس جمهوری ایران، ابوالحسن بنی صدر تشبیه کرد. رهبر جمهوری اسلامی ایران در این دیدار بیان اینکه «نباید با بگومگوها و تقسیم کردن مردم، کار بزرگ ملت در انتخابات را خراب و ضایع کرد» 


 آقای روحانی می داند که قصد تحمیل چه کسی را بعنوان جانشین رهبر دارند، و از اکنون می کوشد بلکه جلوی آنرا بگیرد، و این امر بستگی به عمل مردم دارد، وگرنه، مجلس خبرگان، بطور کامل در اختیار آقای خامنه ای است. در 2 جرم از 12 جرم عنوان شده برای بنی صدر در مجلس اول، با مواضع آقای روحانی، شباهت وجود دارد. حوادث و وضعیت کنونی، با دو عامل ارتباط دارد:


1- سلامتی خامنه ای که خیلی مختل شده، و این امر از پریشان گویی های ایشان، کاملا مشهود است.

2- خامنه ای می بیند که خودش نمی تواند تصدی کند و نمیتواند ولایت مطلقه را اِعمال کند، وگرنه آتش به اختیار، معنایی نداشت.


قبل از شروع بحث بهتر است چند سوال را از خودمان بپرسیم و به آنها جواب بدیم ببینیم این حرف ها و کنتاکت های سردمداران حکومت از کجا آمده و چرا؟


آیا عنوان رئیس جمهور در قانون اساسی درست است؟

در آغاز انقلاب ننگین اسلامی قرار بر حاکمیت مردم بصورت جمهوری اسلامی بود. خمینی می گفت که به قم خواهد رفت و طلبه ای بیش نیست! اما با کش و قوس فراوان خمینی بعنوان جانشین شاه ، بر مسند خلافت نشست و نخست وزیری بازرگان هم چیزی بیش از نخست وزیری هویدا نبود! مردم ما چه گروه روشنفکر و چه عوام ، خمینی را شاه خود کردند و از او شاهی می خواستند. این مردم بخصوص روشنفکر نماها بودند که خمینی را تا مقام ولایت فقیه بالا بردند . با تصویب قانون اساسی مبتنی بر ولایت فقیه ، رئیس جمهور کاری ای نبود! این بیکاره بودن و تشریفاتی بودن مقام رئیس جمهور بخصوص در دوران خامنه ای نمود یافت.  رهبر مملکت بود که سیاستها را می چید و کارگزار سیاستها نادرست خمینی نخست وزیر بود!

پس از بازنگری قانون اساسی در پایان عمر خمینی ، مقام نخست وزیر حذف شد و رئیس جمهور بعنوان کارگزار رهبر رسیده است.

این تناقض آشکار مقام رئیس جمهور با رهبر از سال ۶۸ با روی کار آمدن رفسنجانی در دوازدهم مرداد ، کاملاً آشکار بوده و هست. هر چهار رئیس جمهور دوران خامنه ای با او به مشکل برخوردند و مقام ولی فقیه را عامل مشکلات کشور دانسته اند. تقابل و تعارض میان روئسای جمهور چیزی است که بیش از هر جای دیگر شاید ریشه در قانون اساسی داشته باشد.

عده ای امروز منتظر مرگ خامنه ای هستند . اما واقعیت تلخ این است که این سیستم نادرست با مرگ خامنه ای و آمدن ملّای دیگر ، باز هم پا برجاست. عیناً مانند پادشاهی که اداره درست و نادرست کشور وابسته به اختیار شاهنشاه است ، این وضع پابرجا خواهد بود . رهبر که ولایت خود را از خداوند می گیرد، صاحب اختیار جان و مال و ناموس مردم است. رهبر می تواند رئیس جمهور از کنار بگذارد. این اختیارات بی اندازه ای که به مقام رهبر داده شده است چیزی جز استبداد نیست و شاید بتوان گفت ، خامنه ای و خمینی مقصر اصلی نیستند، بلکه این ما هستیم که با دادن اختیارات بی اندازه ، ایشان را به هیولای قدرتی بدل ساخته ایم که هم برای ما ایجاد خطر و مصیبت نموده است و هم منطقه خاورمیانه را با تشنج و تنش روبرو ساخته است.




برچسب ها :

Freedom of speech
نظرسنجي
    کدام یک از شخصیت های زیر بزرگترین ظلم در حق ایرانیان کرده؟



    کدام نوع حکومت برمبنای سیاسی را خواهان هستید؟







پيوندهاي روزانه
درباره ما

    اول نادیده ات می گیرند. سپس مسخره ات می کنند. بعد با تو می جنگند. آنگاه تو پیروز می شوی ، همراه شو عزیز، همراه شو عزیز که این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود این وبلاگ به منظور روشن ساختن مشکلات مردم ایران و همچنین ظلم ها و ستم های که بر مردم روا داشته اند مخصوصا قشر کرد یارسان ایجاد شده است. کارگروه مدیریت :سیروس و یونس سنجابی
آمار وبلاگ
» بازديد امروز :191
» افراد آنلاین :3
» بازديد دیروز :150
» بازديد ماه :6388
» بازديدسال :48674
» کل بازدیدها :160783
» مجموع اعضا : 11
» تعداد مطالب : 475