
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، نجیبه صالحزاده گفت: “روز دوشنبه به اتفاق پسرم به دادگاه رفتیم و قاضی دوباره همان اتهامات تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری را تکرار کرد و گفت که من در فیسبوک مطالبی نوشته ام، من هم دوباره مثل بازپرسی اتهامات را قویا رد کردم و گفتم که هیچ وقت در فیسبوک حساب کاربری نداشتم و ندارم و اگر کسی این کار را به نام من کرده من خودم شاکی هستم و دادستان باید پیگیری کند که چه کسی به نام من چیزی نوشته و جعل کرده است، من در ایران زندگی می کنم و می دانم چنین توهینی جرم است و اصلا نیازی و قصدی برای توهین به کسی ندارم.”
خانم صالح زاده گفت: “بنا به محتویات پرونده، خانمی به نام ساناز یک صحفه فیس بوک ساخته و دو مطلب در آن نوشته و زیر این دو مطلب شماره موبایل نجیبه صالح زاده یعنی من درج شده و پلیس فتا از طریق این شماره موبایل من را شناسایی کرده و پرونده تشکیل داده است، من در دادگاه هم گفتم که این عاقلانه نیست که کسی با نام مستعار در فیسبوک مطلب بنویسد و بعد شماره تلفن واقعی خودش را به صورت عمومی زیر آن یادداشت کند.”
دادگاه روز هفدهم خردادماه سال ۱۳۹۵ از سوی شعبه دوم دادیاری دادگستری شهرستان سقز به اتهام “تبلیغ علیه نظام” و “توهین به رهبری” تفهیم اتهام شده بود.
پیشترخانم صالح زاده درباره احضارش گفته بود: “روز ۱۷ خرداد با احضاریه قبلی به شعبه دو دادیاری سقز رفتم. به من گفتند که از طریق فیسبوک و در سفر به فرانسه علیه نظام جمهوری اسلامی و رهبری تبلیغ کردید، در حالی که من فیسبوک ندارم و سفرم به فرانسه به عنوان همراه همسرم بود که از طرف یک سندیکای بزرگ کارگری در اروپا دعوت شد و کاملا قانونی و با پاسپورت رفتیم.”
محمود صالحی همسر نجیبه صالح زاده نیز اتهامات همسرش را «پرونده سازی بدون مستند قانونی» خوانده و در صفحه فیسبوک خود نوشته بود که بخشی از اتهامات نیز به دلیل همراهی خانم صالح زاده در سفر به فرانسه و به عنوان همسر محمود صالحی بوده است : “قاضی محترم پرونده در بخشی از صحبت هایش گفته بود که شما و همسرت (محمود صالحی ) در کنگره سندیکا ها در فرانسه علیه نظام جمهوری اسلامی تبلیغ کردید. جهت اطلاع، ویدئو و متن سخنرانی من در کنفرانس و کنگره ۵۰ سندیکا ی کارگران موجود است و قاضی محترم شعبه دوم دادیاری سقز می تواند صحبتهای من را که توسط یک خانم به زبان فرانسه ترجمه شده است، به زبان فارسی ترجمه کند تا مشخص شود که این کنفرانس و کنگره هیچ ربطی به جمهوری اسلامی ایران و مقدسات کسی نداشته و ندارد.”
خانم صالح زاده نیز درباره بخشی از اتهاماتش مبنی بر سفر به فرانسه گفته بود: “حضور من در کنفرانس سندیکاهای کارگری در فرانسه به عنوان همراه همسرم بوده و اصلا صحبتی نکردهام که تبلیغ علیه نظام باشد یا نباشد.”
نجیبه صالح زاده همسر محمود صالحی است که در بین فعالین کارگری در ایران شناخته شده است و بارها به دلیل فعالیت های کارگری، بازداشت و زندانی شده است و اخیرا نیز به ۹ سال زندان محکوم شده و موقتا با قید وثیقه آزاد است.
با عرض سلام ادب و احترام خدمت ایت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلام
امیدوارم که صدای دور وضعیت من به شما برسد و اگر وقتی صرف نماید این نامه کوتاه را قرائت نماید .
جناب خامنه ای دوست دارم در ابتدا این را بدانید که نه تنها در دل هیج بعض نسبت به شما ندارم،
باور بفرمایید که حتی درپی این نیستم که بگویم باید نگاهتان را تغییر دهید ، بلکه میخواهم وجدانتان را قاضی کنید و این نوشته را با انصاف خود مروری نماید .
من یه جوان یارسانی و یارسانی زاده هستم در خانواده معتقدی به ائین یارسانی متولد شدم و در سن 15 سالگی نیز به صورت رسمی درخواست کردم که یارسانی شوم و هم اکنون این نامه را به خط تحریر در میاورم نزدیک به سه دهه است که از عمرم می گذرد و از خارج از وطنم زندگی می کنم پس طبیعتا انچه را که در خواست دارم برای خودم نیست بلکه برای هم کیشانم است .


سیاوش کلیایی، از پیروان و فعالان کرد آیین یارسان ساکن تاکستان قزوین بوده که به دلیل برگزاری مراسم سومین سالگرد درگذشت محمد قنبری امروز توسط نیروهای امنیتی در تاکستان قزوین بازداشت شد.

گفته میشود وی علیرغم همه مخالفتها و تهدیدهای نیروهای امنیتی نقش مهمی در برگزاری سومین سالگرد محمد قنبری ایفا کرد. نامبرده پس از چند ساعت بازداشت به قید وثیقه آزاد شده و باید پنچشنبه در دادگاه حاضر شود.
علی رغم مشکلات شدید جسمانی از جمله اختلال بینایی و خطر از دست دادن آن، «زینب جلالیان» زندانی سیاسی کُرد (محکوم به حبس ابد) ، بدون حتی یک روز مرخصی همچنان در بدترین شرایط جسمانی و روحی درزندان محبوس است. همچنین عمل جراحی و مداوای «زینب جلالیان» در خارج از زندان با ممانعت دادستان صورت گرفت و این در حالی است که «زینب جلالیان» روزبه روز بیناییاش ضعیفتر شده و خطر از دست دادن بینایی برای اوامکان پذیر است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، «زینب جلالیان» متولد ۱۳۶۱ اهل روستای «دیم قشلاقِ ماکو» از توابع استان «آذربایجان غربی» پیش تر در ۲۰ اسفند ماه ۱۳۸۶، در سن ۲۵ سالگی از سوی اداره اطلاعات در «کرمانشاه» بازداشت و در آذرماه ۱۳۸۸، به اتهام “محاربه از طریق عضویت در گروه پژاک” در دادگاهی چند دقیقهای، غیرعلنی و بدون حضور وکیل به اعدام محکوم شد و حکم صادره از سوی دیوان عالی کشور تایید و به او ابلاغ شد.
بر اساس اعلام رسانه ها و اطلاعات به دست آمده حکم صادره علیه این زندانی سیاسی در ۲۹ آبان ماه ۱۳۹۰ به حبس ابد کاهش یافت، اما تا کنون هیچ حکمی به او ابلاغ نشده و علی رغم مشکلات جسمانی از جمله اختلال بینایی و خطر از دست دادن آن، بدون حتی یک روز مرخصی همچنان در بند است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، درپی حمله روز دوشنبه گارد ویژه سیاهپوش زندان تعداد ۳۶ زندانی سنی مذهب محکوم به اعدام که در سالن ۱۰ زندان رجایی شهر کرج نگهداری می شدند با دستبند-پابند و چشم بند و تحت تدابیر شدید امنیتی به سلول انفرادی منتقل شدند. طبق آخرین گزارش حکم ۲۵ تن از این زندانیان دیروز اجرا شده است.
“کانون مدافعان حقوق بشر کردستان” هم با انتشار گزارشی اسامی این زندانیان را ۲۵ تن اعلام کرده که عبارت: از «کاوه ویسی ، طالب ملکی ، بهروز شاه نظری ، کاوه شریفی، آرش شریفی ، کیوان مومنی فر ، وریا قادری ، عالم برماشتی ، بهمن رحیمی ، مختار رحیمی ، یاور رحیمی ، شاهو ابراهیمی، امیدپیوند، آدریس نعمتی ، احمد نصیری ، فرزاد هنرجو، امجدصالحی ، محمد غریبی ، شهرام احمدی ، کیوان کریمی ، امید محمودی ، پوریا محمدی به همراه حکمت عراقی ، حمزه عراقی و علی عراقی» که همگی در سحرگاه روز سهشنبه ۱۲ مرداد در زندان رجایی شهر اعدام شده اند.
خانواده های تنی چند از زندانیان طی گفتگویی با «کانون» از روئیت اجساد اعدام شدگان در پزشکی قانونی کهریزک خبردادند.
در پی اعدام دسته جمعی ده ها زندانی سنی مذهب در سحرگاه روز جاری، زندانیان عقیدتی سیاسی محبوس در اندرزگاه ۷ سالن ۲۱ زندان رجایی شهر کرج که اکثر آنها را زندانیان سنی مذهب تشکیل داده اند؛ درهمدردی با خانواده های داغدار دست به اعتصاب غذا زده اند. همچنین درپی این اعدام های دسته جمعی جو زندان کاملا امنیتی و آماده باش شده است و اعتراضات متشنج کننده گزارش شده است.
این درحالیست که نیروهای امنیتی اجازه ندادند که خانواده های اعدام شدگان اجساد فرزندان خود را ببیند. و نیروهای امنیتی، لباس شخصی ها و نقاب داران ، زندانیان اعدام شده را تحت شدید ترین شرایط امنیتی در قطعه ۳۰۵ بهشت زهرا به خاک سپردند و مانع از نزدیک شدن خانواده ها به اجساد شدند.
همچنین دیروز دادگستری کُردستان با صدور اطلاعیه ای اعلام کرده که تعدادی از اعضای گروه “توحید و جهاد” به جرم کشتن ۲۱ تن از پرسنل نظامی ایران اعلام کرده اند.
دادگستری کُردستان بدون اشاره به شمار زندانیانی که اعدام شده اند مدعی شده است که اعدام این زندانیان در پی “اتمام مراحل قضایی و تکمیل تحقیقات پرونده و رفع ایرادات و حفظ و رعایت کامل حقوق دفاعی و استفاده آنان از و کلای متعدد” صورت گرفته است.
دادگستری کُردستان در حالی زندانیان اعدام شده دیروز را عاملان ترور ملا محمد شیخ الاسلام و برهان عالی و محیط بانان سنندج معرفی کرده است که اسفند ماه ۱۳۹۳ شش تن دیگر از زندانیان عقیدتی کُرد به نام های “جمشید دهقانی، جهانگیر دهقانی، هادی حسینی، کمال ملایی، صدیق محمدی و حامد احمدی” را با همین اتهام اعدام کرده بوند.
اکثر این زندانیان طی سالهای ۸۸ تا ۹۰ در کُردستان توسط “مأموران وزرات اطلاعات” بازداشت شده و پیش از محاکمه، بدون دسترسی به وکیل و یا ارتباط با خانواده، برای چندین ماه در سلول انفرادی نگهداری شدهاند و این نگرانی وجود دارد که آنها در این دوران شکنجه شده و یا مورد بدرفتاری قرار گرفتهاند.
لحظاتی قبل جنگنده های واکنش سریع ارتش به تبریز اعزام شدند.

به گزارش خبرگزاری موج، لحظاتی قبل جنگنده های واکنش سریع ارتش از تهران، اصفهان و همدان به همراه تیپ ویژه تکاوران کرمانشاه به تبریز اعزام شدند.
گفتنی است جنگنده های ارتش هم اکنون بر فراز ارومیه و مرز در حال گشت زنی هستند و لحظاتی قبل چندین فروند میگ ۲۹ تهران را به مقصد تبریز ترک کردند.
از شرکت دختران دوچرخهسوار مریوانی در کمپین همگانی “روز بدون خودرو” جلوگیری بعمل آمد.
دختران دوچرخهسواری که روز گذشته در حرکت “سهشنبهی پاک” شهر مریوان شرکت داشتند با ممانعت و برخورد نیروهای پلیس روبرو شدند.
مأموران انتظامی ضمن ممانعت از حضور زنان و دختران ورزشکار، برخی از دوچرخهسوارانی را که قصد ادامه شرکت در مراسم روز بدون خودرو را داشتند، بازداشت کرد.
نیروی انتظامی از چندین دوچرخهسوار زن در مسیر میدان استادیوم تا دریاچهی زریبار تعهد کتبی اخذ و عدم حضور مجدد آنها را خواستار شده است.
همچنین به برخی از دختران گفته است که بنابه دستور العمل جدید، دوچرخهسواری بانوان در اماکن عمومی ممنوع و غیرقانونی میباشد.
یکی از دختران دوچرخهسوار در صفحهی فیسبوک خود با زیرسؤال بردن این اقدام پلیس نوشته است: حالا مشکل اینجاست در کدام آیه قرآن و حدیث به حرام بودن دوچرخه سواری اشاره شده است؟ درکدام کتاب قانون ممنوعیتی اعلام کردند؟.
شایان ذکر است که شهرداری و شورای شهر مریوان برای داشتن هوای پاک و بدون دود خودرو در شهر خود کمپینی با عنوان سهشنبههای پاک، روز بدون خودرو راه اندازی کردهاند.
هرچند درباره برخورد پلیس مریوان با زنان دوچرخهسوار عنوان میشود که فرمانده جدید انتظامی این شهر عامل بروز چنین رفتارهایی میباشد اما برخورد با بانوان دوچرخهسوار در ایران به یک رویه عادی مبدل گشته است.
پیشتر برخی از معاونین ناجا، دوچرخهسواری زنان و دختران را از مصادیق بارز جرم محسوب و آن را دارای منع قانونی میدانستند.
“بیحیایی”، “شهوتبرانگیز” و “پردهدری” از مفاهیم بکار رفته در نهادهای قدرتمند حکومتی در ایران است که با پدیدهی روزافزون دوچرخهسواری دختران مخالفت شدید میکنند.
حکایت می کنند ز روزگارانی نه چندان دور
در قریه ای کوچک بسان قریه هایی
که هر جایی می توان زآن دید
مرد ریایی بود.
عالم و زاهد و مسکین
با مردم بیچاره و پاپتی دمخور
ولیک با حاکم بی دین زمان
جدایی بود.
همه روزش به نماز و نیاز خداوندی
که خود را نشان و آیتی از جانب او می دانست.
با خودش می گفت:"
که این ولایت از آن ماست
چرا باید کسی غصبش کند،به ناحقی
که حقش از آن ما و ما را می بایست.؟"
به هر مجلس که فرصتی بود و اندک جمعی هم حاضر
داد سخن می داد که:" ای مردم!
نمی بینید که چون قیمت گندم و جوتان
به هیچ انگارند؟
شما زحمت برید و می کارید و پیاده اید و می لنگید
ولی حاکم و اعوان و انصارش،مست از شراب بی دینی
راحت و آسوده و سواره و بی کارند".
حاکم قریه گرچه چون تمام حاکمان پیش
ز خوی و خصلت استبداد نبود عاری.
ولیکن هم می کوشید که آبی رساند به آبادی
آسیابی سازد برای نان
و هر که به هر دین که آزاد است
بگرود،که در دین نیست هیچ اجباری.
رگ خواب مردم چشم و گوش بسته را،اما
هیچکس نمی دانست از مرد ریا بهتر.
که ای مردم چه نشسته اید که دین را و ایمان را
حاکم جبار دارد به دار می آویزد.
هر که از شما فکر ناموس خان و مان دارید
واجب است که به شورش و قیام برخیزد.
مردمی را که فقط غم نان بود
چنان به بهانه دین و ایمان بشورانید
که آب از آسیاب افتاد
و سوختند گندمزارها و جوزارها
و مرد ریا فریاد می زد:" نترسید هان!
که فردا روز
نه غم دین دارید و نه لنگ نان می مانید".
و مردمی که بی اندیشه فردا
قریه را زیر و زبرش کردند
همچو گوسفندانی بی شبان گشته
مرد ریا را شبان و تاج سرش کردند.
او هم که خویشتن را
معیار و محک می دید
مردم قریه را هریک در دسته ای جا داد.
"یک گروه آن که به من نزدیک
اینان عزیزانند و صاحب جاه می باید
و آن که از من دور
یا سرش از تن جدا گردد یا سر بر پای من ساید"
واینگونه بود که هر روزی
فغان گروهی از اهل قریه بر می خاست
قریه ای که تنها غمش نان بود
اینک برای آن لقمه نان هم
هم درون و هم برون خانه و ذهنش
باید به شکل مطلوب حاکم می آراست.
بیچاره اهل آبادی!
در زمانه ی حاکم پیشین
تمام هم و غمشان نان بود و شکم سیری.
ولیکن همسایه با همسایه برادر بود
نشانه خدا را می توانستی به دلها دید
نه کسی مرتد بود و کافر نه تکفیری.
مردم قریه نمی دانستند که بی نانی
بزرگترین غم نیست
دختران در جامه های رنگین کمان خوش می خرامیدند
و مردان هم
در میدانچه ی آبادی
به رقص و پایکوبی مشغول
این که خود برای خوشبختی کم نیست.
بعد از آن دختران سیه پوش گویی
بیوه هزار مردند
رنگ از رخسار سرخشان رفته
و مردان هم رقص و پایکوبی ز یاد برده
کوهی از دردند...

شهادت عالی قلندر
#بخش_اول
عالی قلندر که یکی از دون های بابایادگار میباشد از طرف حضرت سلطان مامور میگردد تا به بغداد برود و به ارشاد مردم آن دیار بپردازد بر حسب عادت همیشگی آن حضرت معمولا غروبها و سحرگاهان برای ذکر گفتن بر سر چشمه ای که در کنار قریه ی دره شش بود میرفت و غرق در شور و شوق ذکر حق میشد عالی جوانی بسیار نورانی و خوب روی بود که کلامها را با صوت جلی در حال غلبه و جذبه با نوای روح بخش و دل انگیز تنبور میخواند که هر رهگذر و بیننده ای را شیفته و مجذوب صوت و چهره ی منور و معنوی خود مینمود بطوریکه زنان و دخترانی که برای بردن آب به سر آن چشمه میرفتند بطور بی اختیار جذب و محو جمال و زیبایی نوای حقانی او میشدند تا اینکه بسیاری از اهالی به او ایمان آوردند آنگاه قضیه به گوش بزرگان محل رسید و به فکر چاره افتادند و با خود گفتند در صورت اقدام نکردن تمام اهالی به او خواهند گروید پس نزد خود به سوء تعبیر پرداختند که با این کار قصد جلب زنان و دختران را دارد و او را به رعایت نکردن شئونان شریعت متهم کردند و در صدد بدنام کردن او برآمدند با مشورت همدیگر قرار بر این شد تا هنگام سحر که مشغول مناجات و ذکر کردن است تمام اهل محل دور آن حضرت جمع گردند و اورا سنگسار و به قتل برسانند آنگاه زمان موعود فرا رسید و آن حضرت را از هرطرف به طور ناجوانمردانه و وحشیانه سنگباران نمودند و به شهادت رسید و سرش را از تنش جدا کردند حضرت سلطان ،حضرت مصطفی را مامور تنبیه مردم آن دیار مینماید و برای اثبات حقانیت عالی را از زیر خروارها سنگ بیرون میآورند و در انظار تمام اهل محل او را عریان مینمایند همگی مشاهده نمودند که حضرت عالی بدن بلور بوده و فاقد جنسیت بوده است و آنانکه در سنگسار او شرکت کرده بودند از کرده ی خود شرمسار و پشیمان گشتند و سپس اهالی آن دیار مورد خشم و غضب حضرت مصطفی قرار گرفتند و آنگاه حضرت عالی سر بریده ی خود را در بغل میگیرد و راهی کوشک پردیور میشود و به خدمت سلطان عالم میرسد سلطان دستور میفرماید تا تن بلورینش را درکوشک پردیور که هم اکنون قبله ی حاجات تمام یارستان میباشد به خاک بسپارند.
عالی مرمو:
تن و بی سری
عالینان عالی تن و بی سری
برین دار ویم وستن او دری
امام حسین نان پور حیدری
میفرماید من عالی سر بریده و بدون سر هستم و زخمهای که توسط منکران بر بدنم وارد شده بود را آشکار کردم و همگی آنگاه ملاحظه نمودند من همان امام حسین فرزند حیدر هستم که در دشت کربلا شهید گردیدم.
عالی مرمو:
محتاج و خاک بو
نه آخر باید محتاج و خاک بو
هرکسی عاشقه خلاصه پاک بو
بونش و تیغ کافران چاک بو
و چوب خیزران ملعون پلید
مدا و سرم مواتش شهید
میفرماید جسم فانی هرکسی نهایتا" محتاج خاک است و آنکه وجود خود را پاک و تزکیه و خالص مینماید و عاشق و دلسوخته ی حضرت حق میباشد باید بدنش با تیغ کافران قطعه قطعه گردد و هنگامی که سرم را از تنم جدا کرده بودند ملعون پلید با چوب خیزران خود بر سرم میکوبید و با حالت حقارت میگفت ای شهید.
عالی مرمو :
ذاتم وست نه ور
عالینان عالی ذاتم وست نه ور
از حسین نان نازار حیدر
پی روژ باقی گذشتم نه سر
گیلام وه دکان دوا خانه وه
سرم دا و تیغ کافران وه
تیغ کافران نیشت نه گردنم
کافر رو گردان من کی مردنم
اوضاع و عقاید یارسان،اهل حق به قلم روانشاد استاد کا رحیم کاکایی ( منشی آسید رستم حیدری):
پس از خلقت صفات جسمانی، حق با تمام علایق روحانی در انسان هیکل جسمانی تجلی فرمود .
حضرت شیخ امیر میفرماید :
پای چپ وست او پیش نه در بر آمان
وست او بابا آدم چنی غلامان
خواجه میفرماید :
خواست که بیند به جهان صورت خویش
خیمه در آب و گل مزرعه آدم زد
حضرت شیخ امیر میفرماید :
آما وست او دون ضله دنیائی
خروش کرد جهان نه گاو تا ماهی
اولین منزل ذات و ذرات دو جنبه، وجود آدم و صفات جسمانی بوده است. بعد از آدم هر دوره به یک شکل به اقسام متعدد ظهور کرده است.
مولانا رومی فرماید :
هر لحظه به شکلی بت عیار بر آمد
دل برد و نهان شد
هر دم به لباس دگر آن یار بر آمد
گه پیر و جوان شد گاهی سِرّی و گاهی آشکارا در ادیان عالم ظهور و تجلی کرده اند.
در تمام دورهای ظهوری از انبیاء و اولیاء در هر فرقه بت پرست، گاو پرست، گبر، مسیحی، کلیمی، هندو، بودا، شریعت، حقیقت، و ... هر کدام به نوبه خود به اقسام متعدد ظهور قانون و رسومات مقرره هر یک را مرتباً رواج داده اند.

تماس با مدیر سایت
| کدام یک از شخصیت های زیر بزرگترین ظلم در حق ایرانیان کرده؟ |
| کدام نوع حکومت برمبنای سیاسی را خواهان هستید؟ |
| از رفراندم کردستان عراق حمایت ...... . |